ملا محمد مومن كرمانى
431
صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )
با اكثرى از عظماء - روانه دار السلطنه اصفهان ، و بعد از مدتى ، بندگان خان به تقويت ميرزا محمد حسين بمى ، و ميرزا محمد مهدى بمى و بعضى از يوزباشيان كرمانى - كه خود را در زمره اخلاصكيشان مىدانستند - اراده دار الامان كرمان ، و فسخ عزيمت بلوچستان نموده ، اكثرى از يوزباشيان را كه بر آنها مظنه خيانت مىرفت از قبيل كلبعلى بيگ زنگنه ، و محمد زمان بيگ قائنى خراسانى ، و محمد امين بيگ تبريزى را گرفته ، حبس و قيد ، و گوش و دماغ آنها را قطع ، و هريك را به مبلغهاى خطير گيرانيده ، و اكثرى از عظماء - كه به اصفهان رفته بودند - نيز عرايض مبنى بر شكايت آنها به دربار عرش اقتدار قلمى ، و چند نفر از كسان خود را روانه دربار گيتى مدار نمود . [ جاى تيتر سفيد ] شكايت كرمانيان به شاه در اوانى كه مقدمات نهب و غارت اموال و اسباب بندگان خان وقوع يافت ، و سركردگان مزبوره از ولايت اربعه عازم دار الامان كرمان شدند - از خوف اين كه مبادا اين معنى گوشزد امناى دولت دوران عدّت شود - پيشدستى نموده عازم درگاه معلى ، و در آن [ جا ] ، به جمعيت ، مراتب بىاعتدالى بندگان خان - را به وساطت بندگان محمد زمان خان قورچىباشى - رسانيده . ميرزا عبد الرشيد ، بعد از ورود به اصفهان خود را به كنار گرفته ، ميرزا على اكبر و بعضى از عظماء كرمان را ، سركردگان تحريك عرض نموده . و چون بندگان محمد زمان خان قورچىباشى - كه سابقا سپهسالار كل خراسان [ a 72 ] و قندهار و كرمان بود - نيز با بندگان صفى قلى خان بر سر همان مقدمه ، سوءمزاج داشت - مقوى حال عظماء ايالت و سركردگان كرمان - و اسناد خيانت بندگان صفى قلى خان [ شده ] ، و بىاعتدالى او را نسبت به امناى دولت قاهره ، و ظهور مفسده [ غارت ] نمودن او را - به آن